ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
59
سفرنامه شاردن ( فارسى )
چون در نامهء صدارت عنوان امپراتور معظم فرانسه به صورت شايسته و متناسب با شؤون جليل آن حضرت ذكر نشده از دادن جواب كتبى معذور است . در اين مورد حق به جانب سفير بود ، چه صدراعظم جاى كار بردن عنوان اعليحضرت امپراتور فرانسه وى را قرال خطاب كرده بود ؛ و در عرف تركان عنوان قرال يك درجه خسيستر و پايينتر از امپراتور و پادشاه بود ؛ و گرچه ظاهرا هر دو معنى واحد داشتند اما خلاف ادب و آيين بود كه پادشاهان و امپراتوران را با عنوان قرال خطاب كنند . پادشاه كه كلمهاى فارسى است كاملا مترادف و هم معنى امپراتور است ، و ايرانيان سلطان خود را بدين نام مىخوانند ؛ اما قرال كه از زبان اسلاوى اخذ شده و لهستانيها پادشاه خود را بدين نام خطاب مىكنند از نظر مقام و عظمت يك درجه پايينتر از پادشاه يا امپراتور مىباشد ؛ و در زبان فرانسوى پادشاه معادل امپراتور است . تصميم شوراى سلطنتى با رأى مجلس مشاورهء مارسى دربارهء جنگ فرانسه با عثمانى كاملا مباين و مغاير بود ، و لويى چهاردهم كه خيال بسته بود با هلنديها بجنگد ، از اعزام ناوگان جنگى خود به دو جبهه مىهراسيد . چه اگر بيشتر كشتيهاى جنگى و سپاهيان خود را به جبهه جنگ تركها مىفرستاد ، جبههء ديگر ضعيف مىشد ، و اين خلاف مصلحت بود . از اينرو از روشن كردن آتش جنگ در جبههء مشرق موقتا چشم پوشيد ، و براى اينكه روابط دو دولت به تيرگى كامل نينجامد ، و گسسته نشود ، به مسيو دوليون ( m . de lionne ) دستور داد نامهاى به اين مضمون خطاب به نخست وزير عثمانى بنويسد و بفرستد « 23 » : « امپراتور فرانسه از اينكه سخنان و اعتبار سفيرش در دربار عثمانى مورد ترديد قرار گرفته ، سخت در شگفت شده است ؛ چه تا اين زمان هرگز سابقه نداشته كه باب عالى در صدق و صحت گفتهها و پيشنهادهاى سفيران فرانسه ابراز شك و ناباورى كند . امپراتور فرانسه از هيچ راهى جز وسيلهء آقاى نوانتل با دربار عثمانى رابطه ندارد ، و اگر با اين تأكيد و صراحت ، مقام خلافت و هيأت وزيرانش همچنان نسبت به ايشان نامساعد و بىاعتمادند ، به وى اجازه دهند با همين كشتى كه حامل اين نامه است به فرانسه بازگردد . »
--> ( 23 ) - متن اين نامه كه شانزدهم اوت 1671 در فونتن بلو نوشته شده در جلد چهارم خاطرات دارويو ثبت است .